این یه متن نیست....احساسه

نمیدونم از کجا شروع کنم؟

از حسم به خدا؟

یا شایدم از لطف خدا بهم؟

بهتره از دوستیم با خدا شروع کنم

روزایی که کنارم بود اما حسش نکردم؛روزایی که هوامو داشت اما دنبال هوادار میگشتم؛

همیشه و همه جا دستمو گرفت اما دستم تو دستای دیگه ای بود

با این همه بی توجهی بازم کنارمه

با اینکه سر نماز فکرم همه جا هست اما اون همه ی حواسش به منه

خیلی وقته شرمندشم اما چطوری....؟

اما چطوری ازش تشکر کنم؟

شاید این سوال فقط من نباشه شاید شماها هم گاهی از خودتون بپرسید که راستی چطوری این همه لطف و محبت خدارو میشه جبران کرد؟؟؟؟؟

البته که هیچوقت نمیشه جبران کرد اما شاید بتونیم  بهش نشون بدیم که هنوزم اونقدر ازش دور نشدیم!

با رفتارمون با حرفامون....

اره درسته همیشه هم نمیشه گفت که فقط نماز و روزه هامون میتونند نشونه ی علاقه ی ما به خدا باشند

نمازایی که هیچکومشون از ته قلبامون نیست

روزه هایی که فقط در طول روز چیزی نمیخوریم....

اما دروغ؛ میگیم،سر همدیگه کلاه میزاریم،غیبت میکنیم و خیلی کارای دیگه واسه شمردنش باید کلی واسش وقت گذاشت!

خلاصه این عبادتهای ماست..

بهتر نیس موقع خوابتمون روزی که گذروندین  فکر کنیم...

به اینکه چقدر به حرف پدر و مادرمون گوش دادیم؟

چند نفر رو خوشحال کردیم یا اینکه دل چند نفر  رو شکستیم؟

چه مشکلی از رو دوش مردم براشتیم یا اینکه چه مشکلی به مشکلای اطرافیان اضافه کردیم؟

یا....

 

بهتر نیس با این سوال ها کارای خوبی رو که انجام دادیم واسه روز بعد تکرارش کنیم

یا اشتباهایی که انجام دادیم رو واسه فردا تکرار نکنیم

...

...

...

کلا بهتر نیس با این سوالا آدم بودن رو تمرین کنیم؟؟؟؟؟؟

نظر شما چیه؟

/ 1 نظر / 28 بازدید
محمد داداشی

خــــدایــــا ! ! ! خـــواهــــش کـــه هیــــچ . . . التمــــــاســـــت میـــکنـــــم دو راهــی هـــای زنــدگیـــم را بـــردار ! ! ! مـــن همیــــن یـــک راه را هــــم گــاهـــــی اشتــبــــاه میـــــروم . . .