نماز، بازدارنده از فحشا ومنکرات

برای خدا (رکوع) میکند،ودر پیشگاه او پیشانی بر خاک می نهد، غرق در عظمت او میشود و خودخواهیها و خود برتربینیها را فراموش میکند.
شهادت به یگانگی او میدهد گواهی به رسالت پیامبر ـ صلّی الله علیه و آله ـ میدهد.
بر پیامبرش درود میفرستد و دست به درگاه خدای برمیدارد که در زمره بندگان صالح او قرار گیرد (تشهد و سلام).
همه این امور موجی از معنویت در وجود او ایجاد میکند، موجی که سد نیرومندی در برابر گناه محسوب میشود.
این عمل چند بار در شبانه روز تکرار میگردد، هنگامی که صبح از خواب برمیخیزد در یاد او غرق میشود.


در وسط روز هنگامی که غرق زندگی مادّی شده ناگهان صدای تکبیر مؤذن را میشنود، برنامه خود را قطع کرده، به درگاه او میشتابد، و حتّی در پایان روز و آغاز شب پیش از آن که به بستر استراحت رود با او راز و نیاز میکند و دل را مرکز انوار او میسازد.
از این گذشته به هنگامی که آماده مقدّمات نماز میشود خود را شستشو میدهد پاک میکند، حرام و غصب را از خود دور میسازد و به بارگاه دوست میرود، همه این امور تأثیر باز دارنده در برابر خط فحشاء و منکرات دارد.


منتها هر نمازی به همان اندازه که از شرایط کمال و روح عبادت برخوردار است نهی از فحشا و منکر میکند، گاه نهی کلّی و جامع و گاه نهی جزئی و محدود.
ممکن نیست کسی نماز بخواند و هیچگونه اثری در او نبخشد هر چند نمازش صوری باشد هر چند آلوده گناه باشد، البتّه این گونه نماز تأثیرش کم است،این گونه افراد اگر همان نماز را نمیخواندند از این هم آلوده تر بودند.
روشنتر بگوییم: نهی از فحشاء و منکر سلسله مراتب و درجات زیادی دارد و هر نمازی به نسبت رعایت شرایط دارای بعضی از این درجات است.


در تفسیر نمونه آمده:
مهمترین فلسفه و آثار نماز بازدارندگی از زشتیها و گناهان است.
منظور از (نهی نماز) هم نهی تشریعی است،یعنی صحت و کمال نماز مشروط به ترک گناهان است و هم نهی تکوینی، یعنی نماز ذاتاً اثر بازدارندگی از گناهان دارد.
فحشاء اشاره به گناهان بزرگ پنهانی است.

منکر اشاره به گناهان بزرگ و آشکار است.
میگویند فحشاء گناهانی است که بر اثر غلبه قوای شهویه دامنگیر انسان میشود.
ولی منکر، یعنی گناهانی که بر اثر غلبه قوه غضبیّه صورت میگیرد.
ابن عباس گوید: نماز پاسداری است که شخص را از معصیت خدا دور میسازد، پس هر که را نماز از معصیت دور ننماید معلوم میشود که آن را با کهولت و بیاعتنایی انجام داده و برای ساختن خود استفاده نکرده و بیشتر از خدا دور میگردد.


کسی که نمازش او را از فحشاء و منکر دور نسازد پس نمازش در حقیقت نماز نیست.
از ابن مسعود و او از پیامبر ـ صلّی الله علیه و آله ـ روایت نمود. کسی که مطیع نماز نباشد نمازش کامل نیست و اطاعت از نماز همان دوری از فحشاء و منکر است مقصود روایت این است که نماز وقتی شخص را از معصیتها دور ندارد و نمازگزار از گناهان دوری نکند پس نماز او متصف به صفتی که خداوند فرمود: (ان الصلوه تنهی عن الفحشاء و المنکر) نمیباشد.
ولی ممکن است اگر توبه کند و از معصیت، نفس خویش را باز دارد نمازش مفید باشد.
سیاق آیات شاهد بر این است که مراد به این بازداری، بازداری طبیعت نماز از فحشاء و منکر است، البته بازداریش هم به نحو اقتضاء است نه علیّت تامه، که هر کس نماز خواند دیگر نتواند گناه کند.


چطور نماز از فحشاء و منکرات نهی میکند؟ در جواب میگوییم این عمل به خصوص که انسان آن را در هر روز پنج بار به جا بیاورد و همهعمر ادامه دهد و مخصوصاً اگر آن را همه روزه در جامعهای صالح به جا بیاورد و افراد آن جامعه نیز مانند او همه روزه به جا بیاورند و مثل او نسبت به آن اهتمام بورزند طبعاً با گناهان کبیره سازش ندارند.


آری، توجه به خدا از در بندگی،آن هم در چنین محیط و از چنین افراد، طبیعتاً باید انسان را از هر معصیتی کبیره و هر عملی که ذوق دینی آن را شنیع میداند از قبیل قتل نفس، تجاوز به جانها، مال ایتام و زنا و لواط باز بدارد بلکه نه تنها از ارتکاب آنها، بلکه حتی از تلقین آن نیز جلوگیری میکند. برای اینکه نماز مشتمل است بر ذکر خدا، و این ذکر، اولاً ایمان به وحدانیّت خدایتعالی و رسالت و جزاء روز قیامت را به نمازگزار تلقین میکند و به او میگوید: که خدای خود را با اخلاص در عبادت مخاطب قرار داده، از او استعانت بنما و در خواست کن، که تو را به سوی صراط مستقیم هدایت نموده، از ضلالت و غضبش پناه دهد.
و ثانیاً او را وادار میکند به این که با روح و بدن خود متوجه عظمت و کبریایی خدا شده، پروردگار خود را با زبان، حمد و ثنا و تسبیح و تکبیر یاد آورد، و در آخر بر خود و هم مسلکان خود و بر همهبندگان صالح سلام بفرستد.


علاوه بر این که او را وادار میکند از حدث (که نوعی آلودگی روحی است) و از خبث یعنی آلودگی بدن و جامعه خود را پاک کند و نیز از این که لباس و مکان نمازش غصبی باشد بپرهیزد و رو به سوی خانه پروردگارش بایستد.
پس اگر انسان مدتی کوتاه بر نماز خود پایداری کند و در انجام آن تا حدّی نیّت صادق داشته باشد،این ادامه در مدت کوتاه به طور مسلّم باعث میشود که ملکه پرهیز از فحشاء و منکر در او پیدا شود، (مثال) به طوری که اگر فرضاً آدمی شخصی را موکّل بر خود کند که دائماً ناظر بر احوالش باشد و او را آن چنان تربیت کند که این ملکه در او پیدا شود و به زیور ادب عبوّدیت آراسته گردد، قطعاً تربیت او مؤثرتر از تربیت نماز نیست و به بیش از آن مقدار که نماز به ریاضت وادارش میکند وادار نخواهد کرد.


اشکال در اینجا لازم است اشکالی که به آیه شریفه شده، و جوابش را خاطر نشان سازیم بعضی بر این آیه اشکال کردهاند که این آیه میفرماید: نماز از فحشاء و منکرات نهی میکند و حال آنکه ما بسیاری از نمازگزاران را میبینیم که از ارتکاب گناهان بزرگ پروایی ندارند، چرا نماز آنان را از فحشاء و منکرات بازشان نمیدارد.

هر نمازی به همان اندازه که از شرایط کمال و روح عبادت برخوردار است نهی از فحشا و منکر میکند گاه نهی کلی و جامع و گاه نهی جزئی و محدود.


ممکن نیست کسی نماز بخواند و هیچ گونه اثری در او نبخشد هر چند نمازش صوری باشد، هر چند آلوده به گناه باشد، البته این گونه نماز تأثیرش کم است، این گونه افراد اگر همان نماز را نمیخواندند از این هم آلودهتر بودند.
روشنتر بگوییم: نهی از فحشاء و منکر سلسله مراتب و درجات زیادی دارد و هر نمازی به نسبت رعایت شرایط دارای بعضی از این درجات است.


آنچه از سیاق برمیآید این است که اگر دستور دادهاند به این که مردم نماز بخوانند برای این بوده که نماز آنان را از فسق و فجور باز میدارد و این تعلیل می فهماند که نماز عملی است عبودی، که به جا آوردنشان صفتی در روح آدمی پدید میآورد، کهآن صفت به اصطلاح معروف پلیسی است غیبی، و صاحبش را از فحشاء و منکرات باز میدارد و در نتیجه جان و دلش از قذارتهای گناهان و آلودگیهایی که از اعمال زشت پیدا میشود پاک میماند.
مقصود از نماز چیست؟


پس معلوم میشود مقصود از نماز رسیدن به آن صفت است، (یعنی صفت باز داری از گناه) چیزی که هست در جواب از آن اشکال میگوییم: پیدایش این صفت اثر طبیعی نماز هست و لکن به نحو اقتضاء، نه به نحو علیت، پس این که در جواب دومی گفتند در بعضی افراد اثر دارد صحیح نیست، بلکه در همه اثر دارد و لکن بنحو اقتضاء.
پس حق در جواب همان است که گفتیم: بازداری از گناه اثر طبیعی نماز است، چون نماز توجه خاصی است از بنده به سوی خدای سبحان، لکن این اثر تنها به مقدار اقتضاء است، نه علیت تامه، تا تخلف نپذیرد و نمازگزار دیگر نتواند گناه کند، نه، بلکه اثرش به مقدار اقتضاء است، یعنی اگر مانع و یا مزاحمی در بین نباشد اثر خود را میبخشد و نمازگزار را از فحشاء باز میدارد ولی اگر مانعی یا مزاحمی جلو اثر آن را گرفت دیگر اثر نمیکند و در نتیجه نمازگزار آن کاری که انتظارش را از او ندارند میکند، خلاصه یاد خدا و موانعی که از اثر او جلوگیری میکنند مانند دو کفه ترازو هستند، هر وقت کفه یاد خدا چربید نمازگزار گناه نمیکند و هر جا کفه آن موانع چربید کفه یاد خدا ضعیف میشود و نمازگزار از حقیقت یاد خدا منصرف میگردد و گناه را مرتکب میشود و اگر خواننده عزیز بخواهد این معنا را لمس کند باید حالا بعضی از افراد که نام مسلمان دارند و در عین حال نماز نمیخوانند در نظر بگیرد که اگر رفتار آنها را زیر نظر قرار دهد میبیند: که به خاطر نخواندن نماز، روزه را هم میخورد، و حج هم نمیرود، و زکات هم نمیدهد و بالأخره سایر واجبات را هم ترک میکند و هیچ فرقی بین پاک و نجس و حلال و حرام نمیگذارد و خلاصه در راه زندگی همچنان پیش میرود، هر چه پیش آید خوش آید و هیچ چیزی را در راه خود مانع پیشرفت خود نمیبیند، نه ظلم، نه زنا، نه ربا، نه دروغ،و نه هیچ چیز دیگری. فرق میان «فحشاء» و «منکر» در جلد 11 صفحه 370 ذیل آیه 90 سوره نحل آمده است که در یک عبارت کوتاه میتوان گفت:«فحشاء» اشاره به گناهان بزرگ پنهانی، و «منکر» گناهان بزرگ آشکار است، و یا فحشاء گناهانی است که بر اثر غلبه قوای شهویه، و منکر بر اثر غلبهقوه غضبیه صورت میگیرد.

/ 2 نظر / 24 بازدید
چت روم

جالب بود به منم سر بزن www.hadci.com

سلام .باتشکر از مطالب خوب . ساده . همه پسند .انشالله خدای ارحم الراحمین همه ما را از نمازگزاران واقعی قرار دهد . اجر شما و همه دست اندر کاران این امر مهم و مسئولین دانشگاه ازاد خمینی شهر که مقدمات این امر را فزاهم نمودند با سرور و سالار شهیدان اب عبدالله الحسین علیه السلام . محرم نزدیک است ... التماس دعا . خداحافظ . خداحافظ ...........