در نماز به فکر همه جا هستم...!

روح نماز توجه به خدا است. نمازى که از این جوهره اساسى بى ‏بهره ‏باشد، کالبد بى ‏جانى است که ارزش و قیمت آن بسیار ناچیز است.

درست‏ به همین سبب است که رسول خدا صلى الله علیه و آله و سلم مى ‏فرماید:

«کم من قائم حظه من صلوته التعب و النصب» ؛ چه بسا نمازگزارى که از نمازخویش جز مشقت و رنج‏بهره‏اى ندارد.

و نیز بدین جهت است که آن جناب مى ‏فرماید:

«لیس للعبد من صلوته الا ما عقل» ؛ بنده نمازگزار از نماز خویش بهره‏اى‏ ندارد، مگر به اندازه‏اى که از نماز بفهمد.

بنابر این، نمازى که در حال غفلت گزارده شود، فایده ‏اى به حال نمازگزار ندارد، بلکه اگر ادعا کنیم چنین نمازى به حال شخص مضر است، ادعاى ‏نادرستى نکرده‏ ایم زیرا خداوند تبارک و تعالى مى ‏فرماید:

« و اى بر نماز گزاران آنانى که ‏از نمازشان غافلند.»

از قول امیر مؤمنان على علیه السلام نقل شده که آن جناب فرمود:

«الالتفات فی الصلاة اختلاس من الشیطان.فایاکم و الالتفات فی الصلاة  ؛ غفلت از خداوند و توجه به غیر، دستبردى است که شیطان به نماز نمازگزار مى‏زند، بنابر این، از آن بر حذر باشید.»

و هم چنین از قول رسول خدا صلى الله علیه و آله و سلم نقل شده که آن جناب فرمود:

«ایما عبد التفت فی صلاته قال الله: یا عبدى الى من تقصد و من تطلب؟ اربا غیری ترید؟ او رقیبا سوای تطلب؟او جوادا خلاى تبغی؟ و انا اکرم الاکرمین واجود الاجودین و افضل المعطین.اثیبک ثوابا لا یحصى قدره.اقبل على فانی‏الیک مقبل و ملائکتی الیک مقبلون.فان اقبل زال عنه اثم ما کان منه.فان التفت‏ثانیة اعاد الله له مقالته، فان اقبل على صلاته غفر الله له و تجاوز عنه ما کان منه. فان التفت ثالثة اعاد الله له مقالته، فان اقبل على صلوته غفر الله له ما تقدم من‏ذنبه.فان التفت رابعة اعرض الله عنه و اعرضت الملائکة عنه و یقول:ولیتک یاعبدی الى ما تولیت» ؛

هر بنده‏اى که در نماز خویش از خدا غافل شود و به غیر او توجه کند، خداوند به او مى ‏فرماید: بنده من!به چه کسى توجه مى‏ کنى؟ و چه‏ کسى را طلب مى ‏نمایى ؟ آیا پروردگارى جز من مى ‏خواهى؟ یا مراقب و پاسبانى‏ غیر از من مى‏ طلبى ؟ و یا بخشنده‏ اى جز من مى‏ جویى ؟ در حالى که من‏ ارجمندترین ارجمندان، بخشنده ‏ترین بخشندگان و برترین دهندگان هستم . تو را پاداشى دهم که به قدر و اندازه در نیاید . به من روى کن که من به تو روى کرده‏ ام و فرشتگان من نیز به تو توجه دارند . پس از آن اگر بنده غافل، از غفلت ‏خویش ‏منصرف شود و به خداوند توجه کند، گناه غفلتى که از او سر زده است‏ بخشیده‏ مى ‏شود و اگر براى بار دوم از خدا غافل شود و به غیر او توجه کند، خداوند سخن‏ یاد شده را تکرار مى‏کند پس اگر از غفلت ‏خویش باز گردد و به خدا توجه کند، خداوند گناه بى ‏توجهى او را مى‏ بخشد و از وى در مى‏گذرد و اگر براى بار سوم ازخدا غافل شود، خداوند باز فرموده خویش را تکرار مى‏کند پس اگر از حال ‏غفلت ‏به توجه باز گردد، خداوند گناه غفلت او را مى‏ بخشد. ولى اگر براى بار . ولى اگر براى بار چهارم از خداوند غافل شود خداوند از او رو بگرداند و فرشتگان هم چنین کنند آن گاه خداوند به چنین نماز گزارى گوید : اى بنده من!تو را به همان چیزى که ‏بدان روى کردى واگذار نمودم.


طبق آنچه ذکر گردید نمازى که نمازگزار در آن سرگرم افکار خود بوده و توجهى به خدا نداشته باشد، خود گناه است و نمازى که خودش گناه است چگونه ‏مى‏تواند نمازگزار را از گناه باز دارد ؟

چگونگى تحصیل حضور قلب در نماز

حال اگر مانند بسیارى از افراد بپرسى: چرا ما هر چه بیشتر سعى مى ‏کنیم که ‏در نماز حواس خود را جمع کرده و به خدا توجه کنیم، کمتر موفق مى ‏شویم ؟ آیا به راستى چاره‏ اى وجود دارد که ما را در دست ‏یافتن به این جوهره اساسى که‏ روح نماز است ‏یارى رساند؟

گوییم : اگر مى‏ خواهى چیزى مانند کپسول به تو داده شود و تو آن را به راحتى ‏نوش جان کنى و یک شبه همه کارهایت رو به راه گردد، قطعا جواب منفى است، ولى اگر مرد میدان عمل هستى و خود را براى یک کار زار طولانى و جدى مهیا مى‏ کنى، جواب مثبت است.

توضیح این که : اگر صفتى یا حالتى بر انسان غلبه کند، آن صفت ‏یا حالت، درهمه صحنه‏ ها و تمام شؤون زندگى، خود را نشان داده و آدمى از آن خلاصى ‏ندارد.کسى که در کوچه و بازار در کلاس و مدرسه، در محیط خانه و محل کار، یک سره به یاد خداست و از او غافل نیست، بدون تردید در نماز نیز حواسش را جمع کرده و از خدا غفلت نمى‏کند.

بر خلاف کسى که در محیط خانه و محل کار، در کلاس و مدرسه، درکوچه و بازار از خدا غافل است و یک سره سرش بند مسایل مادى و روز مره ‏زندگى دنیاست و دلش متعلق به غیر خداست‏ بى‏ شک، چنین کسى نمى‏ تواند درنماز قلب خود را متوجه خدا کند، بلکه دلش دنبال همانى است که قبل ازنماز دنبال آن بود، و وجودش غرق در همان است که قبل از ورود در نماز غرق‏در آن بود.

خداى تبارک و تعالى در وصف بندگان مؤمن خویش مى‏ فرماید:

« رِجَالٌ لَّا تُلْهِیهِمْ تِجَارَةٌ وَلَا بَیْعٌ عَن ذِکْرِ اللَّهِ … » ؛ مردانى که آنها را هیچ تجارت ‏و معامله ‏اى از یاد خدا باز نمى ‏دارد.

وقتى که کسب و کار آنان را از یاد خدا باز ندارد، بدون تردید هنگامى که وضومى ‏سازند و رو به قبله مى‏ ایستند و نماز مى‏ گزارند، از خداوند غفلت نمى‏ کنند، بر خلاف من و تو که قبل از نماز در امور روزمره زندگى غرق هستیم و وقتى هم که‏ به نماز مى‏ ایستیم نمازمان نیز رنگ و بوى امور دنیوى دارد.

واضحتر بگویم : اولیاى خدا و بندگان مخلص حق، نماز خویش را برداشته و آن را با خود به محیط بازار مى ‏برند.در آن جا هم که هستند مشغول نمازند«خوشا آنان که دایم در نمازند.»  و به فرموده خداى متعال: «الذین هم على صلوتهم دائمون» آنان همیشه به یاد خدا هستند.»

ولى ما عقب افتاده ‏ها، کسب و کار خویش را برداشته و با خود به فضاى نماز مى‏ آوریم.نماز هم که مى ‏خوانیم باز دنبال هدف گمشده خود هستیم «نعوذ بالله من‏شرور انفسنا و سیئات اعمالنا.»

 اگر صادقانه قصد آن دارى که در نماز دلت متوجه خدا باشد و از او غافل نگردى، باید کار را قبل از نماز شروع کنى و در همه جا و همه حال به ‏یاد خدا باشى و از او غفلت نکنى. بى ‏شک اگر چنین توفیقى را به دست آورى، در نماز دلت متوجه خدا خواهد بود در غیر این صورت، نه.

مرحوم علامه طباطبایى -قدس سره- در اواخر عمر با برکت‏ خویش هنگامى که‏ در بستر بیمارى افتاده بود.در جواب شخصى که از آن جناب از چگونگى تحصیل‏ حضور قلب در نماز پرسیده بود، چند بار با عنایت‏ خاصى فرمود: مراقبه، مراقبه.

مراد آن بزرگوار آن است که اگر مى ‏خواهید در نماز حواستان جمع باشد و ازخدا غافل نشوید، باید در طول شبانه روز وقتى که به کارهاى دیگر اشتغال داریداهل مراقبه باشید زیرا اگر این حالت ملکه شما شود و چنین صفتى بر شما غلبه‏ کند، در نماز نیز این حالت ‏براى شما محفوظ خواهد ماند، همان طور که اگر درطول شبانه روز از خدا غافل باشید و غفلت از حق در شما رسوخ کند، در حال‏ نماز نیز چنان خواهید بود و از آن خلاصى نخواهید داشت.

برگرفته شده از سایت عطر نماز

/ 1 نظر / 24 بازدید

با سلام خدمت مدیر محترم وبلاگ . خیلی خوب ومفید وعامه پسند بود . خداوند شما را از نمازگزاران با حضور قلب قراردهد.